|
حسب حال هایی حبسیه گونه
|
* راستش اصلا حال و حوصله ی آپ کردن رو ندارم! اما چون همه منتظرن و طبیعتا یه چیزی باید در مورد کنفرانس بنویسم می نویسم.
کنفرانس آموزش ریاضی هم تموم شد. مقاله ها زیاد جالب نبودن، کارگاهها رو هم ندیدم زیاد.
در هر صورت از نظر علمی برای من چیز خاصی در برنداشت اما بسیار خوشحالم که در حاشیه ی کنفرانس دوستان اینترنتی مو از نزدیک دیدم. خانوم کچویی، آقای کچویی، آقای افشین منش، خانوم نیکدل، خانوم ضیایی و تونستم دوستای خیلی زیادی رو پیدا کنم از جمله بچه های خانه ی ریاضیات اراک و شیرازی های خوب.
جای خالی بعضی ها مثل آقای ضیایی، آقای اسماعیلی فر آقای پهلوزاده آقای اقدسی فام واقعا حس می شد.
انشالله سال دیگه یزد...
و
ممنون از همه ی دوستانی که زنگ زدن، اس ام اس زدن و حال منو تو سفر داشتن.
* طبق برنامه ها از شنبه اگه دیدین من نفس نمی کشم نترسین! در هر صورت جلو جلو عذر می خوام از دوستای عزیزی که احتمالا نمی تونم زیاد آپ کنم یا بهشون سر بزنم، همتونو دوست دارم شدید.
* ماه رمضون هم که اومد. می دونین همیشه ماه رمضونها یه حال و هوای دیگه هم خود آدم داره، هم کوچه و بازار و ... اما این ماه رمضون با همه ی خوبی هاش و همه ی فوایدش یه عیب کوچیک داره و اونم اینه که برنامه ی های آدمو بهم می ریزه... البته به خرجش می ارزه.
* برام دعا کنین تو این روزای ماه رمضون. واقعا محتاج دعاتون هستم. شدید.
آرزو
شهریور ماه 86
نسیم مست وقتی بوی گل می داد حس کردم
که این دیوانه پرپر می کند یک روز گل ها را
خیانت قصه ی تلخی است اما از که می نالم؟
خودم پرورده بودم در حواریون یهودا را
خیانت غیرت عشق است وقتی وصل ممکن نیست
چه آسان ننگ می خوانند نیرنگ زلیخا را
کسی را تاب دیدار سر زلف پریشان نیست
چرا آشفته می خواهی خدایا خاطر ما را؟!
نمی دانم چه نفرینی گریبانگیر مجنون است
که وحشی می کند چشمانش آهوهای صحرا را!
چه خواهد کرد با ما عشق؟! پرسیدیم و خندیدی
فقط با پاسخت پیچیده تر کردی معما را

*فردریکو گارسیا لورکا(شاعر اسپانیایی)
برای سرکشیدن خون من تو اینجایی!
و سر کشیدن خلق صامت کودکی
هنگامی که نگاهم در باد تکه تکه می شود
از صداهای همیشه مست فلزی!
پوشاندهاند «صبح» تو را «ابرهاي تار»
تنها به اين بهانه كه بارانيات كنند
يوسف! به اين رها شدن از چاه دل مبند
اين بار ميبرند كه زندانيات كنند
اي گل گمان مكن به شب جشن ميروي
شايد به خاك مردهاي ارزانيات كنند
يك نقطه بيش فرق رحيم و رجيم نيست
از نقطهاي بترس كه شيطانيات كنند
آب طلب نكرده هميشه مراد نيست
گاهي بهانهاي است كه قربانيات كنند
