|
حسب حال هایی حبسیه گونه
|
شرح عکس: این عکس رو چند وقت پیش که واسه انتخاب واحد و تحویل خوابگاه رفته بودیم دانشگاه تو راه آهن سمنان گرفتم... یهو چند تا بچه اومدن که دست هر کدومشون یه قسمت از یه دوچرخه بود، هر کدوم از بچه ها چنان با تیکه ی خودش بازی می کرد که انگار بهترین اسباب بازی دنیا دستشه.
نتیجه اخلاقی: هر چیزی می تونه بهترین باشه اگه تو بهترین تصورش کنی.
هشدار: این پست شدیدا چندش آور
و غیر اخلاقی
بوده لذا خواندن آن به افراد زیر 18 سال توصیه نمی شود.
آن دم که در سمنان سکنی گزیدندی ما را با موجوداتی سر و کار افتادی که در طلب خون، آسایش را بر ما حرام گرداندی
در همه حال گوشه ای آدمیزاد را محاصره گرداندی و چنگال های تیز و خون آشام گونه ی خود را آرام آرام در پوست فرو گرداندی، گونه ای که انسان را توجه حاصل نشدندی، و آن گاه دو سه لیتر خون آدمی را مکیدندی و هنگامه ی فرار بجا آوردندی
... دمی بعد آدمی را درد عجیبی عارض شدندی و ناگاه مکان وارده را خاراندی، و همانا آنجا قرمز شدندی، یکی از هم اتاقی ها در این هنگام اسپری خوشبو گرداننده ی بدن را بجا آورندی و آن را به وفور به مکان مورد نظر فرود آورندی و آن را مرحم خارش حاصله دانستی...
آن دم که امتحانات ترم آغاز شدندی، خون آشامهای سمنانی فرصت را غنیمت شمرده و از سستی جماعت دانشجو استفاده کردی
... و قشر دانشجو را به خود زنی جهت دفع بلا دچار گرداندی
.
نیمروزی را در باب خون آشامهای سمنانی هم اندیشی به جا آورندی و اقدامات شدید امنیتی را پی ریزی نمودندی ... از جمله قرص های کشنده ی خون آشام تهیه گرداندی و نیمه شب دود گرداندی و زهرها را در حلق پشه های سمنانی چپاندی
و همانا دودش به چشم خودمان بودندی، از سوی دیگر اتاق های دیگر مشکوک شدندی که این اتاق را چه حالت است که پیش آمدندی و نیمه شب دود و دم راه انداختندی و از آن جا که بدلیل کاهش دانسیته ی دود قادر به باز کردن درب اتاق نبودندی حیرت آنان را افزودندی و اقدامات ضد تروریستی بجای آورندی
... از سویی دیگر در یک دوره ی فشرده و طولانی خون آشام های سمنانی را تغییری حاصل نشدندی و فعالیت حاصله را افزایش دادندی و به ورجه وورجه افتادندی
، در حالیکه افراد اتاق روز به روز در دود محو شدندی و گیج رفتندی و نهایت مجروح شدندی ... آن هنگام که پروژه ی قرص های کشنده ی خون آشام اثر حاصل نشدندی به ناچار تغییر جبهه دادندی و پروژه ی تورهای آنتی خون آشام را بکار بستندی و آن ها را به در و دیوار و پنجره کوباندی، ساعات اولیه دهان خون آشام های سمنانی از این اقدام سرویس شدندی و لحظاتی جمع دانشجو به مطالعه ی درس همت گماشتی اما به ناگاه جمعی خون آشام عصبی را زیارت کردی که از منافذ تور به داخل جهیدندی ، و آن شب را به مدارا سرکردی و صبح پشه های خماری را رویت کردی که از وفور نعمت شکم هاشان به در قلاندی و از جهت پرواز دچار مشکل شدندی و جمع دانشجو را از آنمی مدهوش کردی و بسراغ پروژه ی ضد حمله علیه خون آشام ها رفتی. و آن پروژه این بودی که تمامی لامپ های اتاق را روشن گرداندی، درها و پنجره ها را اپن و عده ی کثیری مهمان را در اتاق چپاندی و آنان را به حرکات موزون و دنسینگ
وادار گرداندی در این هنگام است که خون آشام ها از کل سمنان بوی قلیل خون به مشامشان خورندی و راهی اتاق مزبور شدندی ، در این حین درها و پنجره ها را کلوز گرداندی و به سرعت اتاق را ترک گرداندی و در حیاط یا کوچه اتراق گزیدندی ، در این حال پشه های سمنانی به دام افتادندی و هیچ راه فراری را نیافتندی و اعصابشان خورد شدندی و صبحگاه که درها را اپن گرداندی همه ی آنها در کف خوابگاه ضعف کردی... و جمع دانشجو شادمان. بعد از آوارگی های فراوان به عیش و نوش مشغول شدندی اما همانا که پشه های سمنانی بار دیگر بوی خون به مشامشان رسیدی، فکر بلعاندن امان ندادی، جان گرفتی و تلافی ایام گذشته را آنچنان به جا آوردی که از وفور نعمت و مصاحبت جمع دانشجو مانند پروژه های گذشته له له زدندی...
آن دم که از مصاف خون آشامهای سمنانی شکست خوردی با نمره هایی درخشان
و رگ هایی پر خون و کله هایی پر ایده راهی دیار خود شدندی و با خون آشام های سمنان وداع کردی.. همانا که کوله بار گشادی، جمعی از پشه های سمنانی فعال شدندی و در دیار جدید به جفت گیری و زاد و ولد پرداختندی و این چنین بودی که خون آشام های سمنانی بین المللی شدندی ....